خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم ریاضی و تجربی

درس 12: پیوند مقدس

بازدید45/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/24

تدبر در قرآن (صفحهٔ 149 کتاب درسی)

 

1- وَ مِن آیاتِهٰ اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجًا لِتَسکُنوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحمَةً اِنَّ فی ذٰلِکَ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ [سورهٔ روم / 21]
و از نشانه‌های خدا آن است که همسرانی از [نوع] خودتان برای شما آفرید تا با آنها آرامش یابید و میان شما «دوستی» و «رحمت» قرارداد. همانا که در این مورد، نشانه‌هایی است برای کسانی که تفکر می‌کنند.

2- وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجًا وَ جَعَلَ لَکُم مِن اَزواجِکُم بَنینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُم مِنَ الطَّیِّباتِ اَفَبِالباطِلِ یؤمِنونَ وَ بِنِعمَةِ اللّٰهِ هُم یَکفُرونَ [سورهٔ نحل / 72]
و خداوند برای شما همسرانی از [نوع] خودتان قرار داد و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگانی نهاد و از پاکیز‌ه‌ها به شما رزق و روزی داد. حال، آیا آنان به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت الهی کفران می‌ورزند؟

در این آیات تفکر کنید و به سؤالات پاسخ دهید.

1- هدف از تشکیل خانواده چیست؟ رسیدن به آرامش - رشد و پرورش فرزندان
2- نوع نگاه اسلام به زن و مرد چگونه است؟ در خلقت یکسان هستند، سبب آرامش یکدیگرند و بینشان دوستی و رحمت برقرار است.
3- خداوند چه چیزهایی را به عنوان آیات و نشانه‌های خود معرفی کرده است؟ آفرینش همسرانی از نوع خود انسان که با آن به آرامش برسد و نیز ایجاد دوستی و رحمت میان همسران

شخصیت انسانی زن و مرد

کلمات «إنس»، «انسان»، «بنی‌آدم» و «ناس» در قرآن کریم اختصاص به جنس خاصی ندارد و هرآیه‌ای که با این کلمات همراه باشد، به زن و مرد، هر دو مربوط می‌شود؛ زیرا حقیقت انسان را روح او تشکیل می‌دهد و روح انسان نه مذکّر است و نه مؤنّث. زنان و مردان به عنوان افراد نوع بشر، استعدادها و ویژگی‌های فطری یکسان و هدف مشترکی دارند که با بهر‌ه گرفتن از آن ویژگی‌های فطری می‌توانند به آن هدف مشترک، یعنی قرب الهی و بهشت جاوید برسند.

بیشتر بدانیم: جایگاه زن در قرآن و مقایسۀ آن با تورات و انجیل

در دوره‌ای که قرآن کریم بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد، بیشتر مردم، مرد را در خلقت برتر از زن می‌شمردند این موضوع، در داستان خلقت آدم و حوّا و زندگی آنها در بهشت اولیه و بیرون شدنشان آنجا نمود بیشتری داشت.

به طور مثال، در سِفر (بخش) پیدایش تورات آمده که حوّا از دندهٔ چپ آدم خلق شد و او بود که آدم را اغوا و گمراه کرد و به خوردن میوهٔ درخت ممنوعه تشویق نمود؛ به این صورت که شیطان به سراغ حوّا رفت و به وسوسهٔ او پرداخت. وقتی شیطان حّوا را فریب داد، حوّا به نزد آدم رفت و آن قدر اصرار کرد تا او را راضی نمود که با هم به درخت ممنوعه نزدیک شوند و از میوه آن بخورند. این کتاب که هم اکنون نیز کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان است، چنین نگاهی به زن را به پیروان خود منتقل می‌کند و در مورد خروج از بهشت، زن را مقصر نشان می‌دهد و او را به گناه نزدیک‌تر می‌داند.

بر اساس آموزه‌های کتاب مقدّس (تورات و اناجیل) مسیحیان معتقدند زن منبع هر شر و فساد در عالم است. زن ستیزی و شر انگاری وی، در تمام دورانی که کلیسا بر غرب سیطره داشت از طرف کشیشان کلیسا ترویج می‌شد. اما قرآن کریم، در همان عصری که غرب بدترین خشونت‌ها و تحقیرها را علیه زن روا می‌داشت، در جامعهٔ جاهلی نازل شد. جامعه‌ای که برخی از آنان داشتن دختر را ننگ می‌دانستند و رفتاری خشن و قهرآمیز با زنان و دختران داشتند. قرآن کریم، در تقابل با فرهنگ رایج آن زمان، به زن شخصیت انسانی بخشید و معیار کرامت را نه براساس جنسیت بلکه براساس فضایل انسانی و ایمان و تقوا قرار داد. قرآن کریم، در بیان داستان خلقت، مرد را برتر از زن قرار نمی‌دهد. اولاً قرآن می‌فرماید که زن از همان جنس مرد آفریده شده است. و در داستان بیرون رفتن آنها از بهشت هم می‌فرماید که شیطان هر دو را با هم فریب داد. همچنین می‌فرماید خداوند انسا‌ن‌ها را از یک مرد و یک زن آفریده و هیچ‌کدام در پیشگاه خدا بر دیگری برتری ندارند، مگر به تقوا.

نقش‌های مکمل

خداوند، زن و مرد را به گونه‌ای آفریده که زوج یکدیگر باشند، یعنی در کنارهم قرار گیرند و یکدیگر را کامل کنند. زن و مرد اگرچه در ویژگی‌های انسانی باهم مشترک هستند و خداوند برای هر دو هدف واحدی معین کرده است، اما از جهت «زن بودن» و «مرد بودن»، یعنی از نظر خصوصیات جسمی باهم متفاوت‌اند. این تفاوت‌ها به گونه‌ای است که هر دو را به هم نیازمند کرده است؛ بدون اینکه یکی بر دیگری برتری داشته باشد. زیرا برتری هرکس نزد خداوند به تقواست و هر انسانی می‌تواند آن را در وجود خود پرورش دهد.

تفاوت‌های میان زن و مرد به جهت وظایف مختلفی است که خالق حکیم برعهدهٔ هریک از زن و شوهر نهاده است تا هرکدام از آنها بتوانند در زندگی مشترک و خانوادگی نقش‌های خاصی را بر عهده بگیرند و یک خانواده متعادل را پدید آورند. به طور مثال، توانمندی عاطفی بالای زنان و قدرت جسمی بیشتر مردان برای آن است که زن با محبت مادری، فرزندان را رشد دهد و مرد با کار کردن نان‌آور خانواده باشد.

آمادگی برای ازدواج

انسان، با رسیدن به سنّ بلوغ و دورهٔ جوانی وارد مرحله مسئولیت‌پذیری می‌شود و این شایستگی را به دست می‌آورد که مخاطب خداوند قرار گیرد و از هم‌اکنون برای سعادت خود و خانواده‌ای که در آیندهٔ نزدیک تشکیل خواهد داد، برنامه‌ریزی نماید. مهم‌ترین این برنامه‌ها در مورد تشکیل خانواده عبارت‌اند از:
1 -تقویت عفاف و پاکدامنی در خود از آغاز بلوغ
2- مشخص کردن هدف‌های خود از تشکیل خانواده
3- شناخت معیارها و شاخص‌های همسر مناسب
4- شناخت ویژگی‌های روحی زن و مرد

در این درس به تبیین برخی از این موارد می پردازیم:

تقویت عفاف و پاکدامنی

دورهٔ بلوغ تا ازدواج یکی از حسا‌س‌ترین و ارزشمندترین دوره‌های عمر انسان است و دورهٔ گذر از کودکی و ورود به بزرگسالی و پذیرش مسئولیت‌های زندگی است. اگر نوجوان و جوان، این دوره را با پاکی و پاکدامنی بگذراند و در حالی به زندگی مشترک با همسرش وارد شود که آلوده به گناه و فحشا نشده باشد، راه رسیدن به بهشت را برای خود و فرزندانش بسیار هموار کرده است.

قرآن کریم از دختران و پسران می‌خواهد که قبل از ازدواج، حتماً عفاف پیشه کنند تا خداوند به بهترین صورت زندگی آنان را سامان دهد. همچنین می‌خواهد که به هیچ وجه درپی رابطهٔ غیرشرعی، چه پنهان و چه آشکار با جنس مخالف نباشند، که زیان آن تا قیامت دامن گیر آنان خواهد شد و درنسل‌های آنان تأثیر بدی خواهد گذاشت.

هر جوانی به طور فطری و طبیعی خواستار ازدواج با کسی است که قبل از ازدواج پاکدامنی خود را حفظ کرده و رابطهٔ غیرشرعی با جنس مخالف نداشته است. کسی که چنین خواسته‌ای دارد، باید خودش نیز این‌گونه باشد. همچنین هرکس که خواستار آن است تا دیگران به اعضای خانواده او نظر سوء نداشته باشند، خودش هم باید چنین باشد. نظام هستی بر عدالت استوار است. عمل هرکس، عکس‌العملی دارد که قسمتی از آن در این جهان ظاهر می‌شود و تمام آن در آخرت.

بیشتر بدانیم: اقداماتی برای حفظ عفاف و پاکدامنی

1- کنترل نگاه و استقامت در برابر تحریک دیگران برای دیدن یک فیلم یا یک پیام نامناسب و یا حضور در مجالس گناه آلود و توانایی «نه» گفتن به آنها؛
2- انتخاب دوست دیندار و نمازخوان و معاشرت نکردن با افراد بی‌بندوبار؛
3- استفاده از لباس مناسب با شأن و منزلت انسان مسلمان؛
4- انجام درست و به موقع نماز، به خصوص به صورت جماعت و با حضور در مسجد و شرکت در جلسات مذهبی، مانند مجالس دعای کمیل و دعای ندبه، اعیاد و عزاداری‌ها و سخنرانی‌های پر محتوا؛
5- مشغول بودن به کارهای ضروری، مانند درس خواندن، انجام کارهای منزل، پرداختن به کارهای فنی و هنری، همکاری در بسیج، کانون‌های فرهنگی و بنیادهای خیریه؛
6- رعایت جنبه‌های حلال و حرام در ارتباط با جنس مخالف؛
7- خواندن داستان‌هایی درباره سیره و رفتار پیامبر اکرم (ص)، حضرت فاطمه و امامان بزرگوار و کسانی که پیرو آنان بود‌ه‌اند، همچون شهدای دفاع مقدس؛
8- توجه به نصیحت‌ها و خیرخواهی‌های پدر و مادر.

توجه به اهداف ازدواج

شایسته است که به تدریج دربارهٔ هدف خود از ازدواج فکر کنیم و هوشمندانه وارد این مرحله از زندگی شویم. البته برای تشکیل خانواده در متون دینی اهدافی ذکر شده است که بعضی از آنها را در اینجا ذکر می‌کنیم. خوب است که ما نیز در بحث ازدواج همین هدف‌ها را در نظر بگیریم.

اول. پاسخ به نیاز جنسی: ابتدایی‌ترین زمینهٔ ازدواج، نیاز جنسی مرد و زن به یکدیگر است. این نیاز که احساس آن از دوران بلوغ آغاز می‌شود، اولین کشش و جاذبه را میان زن و مرد ایجاد می‌کند و آنان را به سوی تشکیل خانواده می‌کشاند. بر اثر ازدواج و پاسخ صحیح به این نیاز، هرکدام از مرد و زن به یک آرامش روانی می‌رسند.

دوم. انس با همسر: هریک از زن و مرد، علاوه بر نیاز جنسی، نیازمند به زندگی با دیگری هستند و این نیاز نیز پس از بلوغ آشکار می‌شود. این نیاز به گونه‌ای است که اگر فردی از ر‌اه‌های نامشروع نیاز جنسی خود را برطرف کند اما بدون همسر زندگی کند، باز هم یک بی‌قراری و ناآرامی او را آزار می‌دهد که فقط با بودن در کنار همسر برطرف می‌شود.

سوم. رشد و پرورش فرزندان: خانواده بستر رشد و بالندگی فرزندان است و هیچ نهادی نمی‌تواند جایگزین آن شود. فرزند، ثمرهٔ پیوند زن و مرد و تحکیم‌بخش وحدت روحی آنها است. آنان دوام وجود خود را در فرزند می‌بینند و از رشد و بالندگی او لذت می‌برند. کدام افتخار بالاتر از آنکه خداوند تربیت و پرورش چند تن از بندگان خود را به پدر و مادر سپرده است و احترام و اطاعت از والدین را هم ردیف طاعت و عبودیت خود قرار داده است.

چهارم. رشد اخلاقی و معنوی: پسر و دختر جوان با تشکیل خانواده، از همان ابتدا زمینه‌های فساد را از خود دور می‌کنند، مسئولیت‌پذیری را تجربه می‌نمایند، مهر و عشق به همسر و فرزندان را در خود پرورش می‌دهند، با گذشت و مدارا و تحمل سختی‌ها و ناگواری‌های زندگی، به درجات معنوی بالاتری نایل می‌شوند.

انتخاب همسر و مسئولیت آینده

پس از تعیین هدف ازدواج، انتخاب همسر مناسب مطرح می‌شود. طبق مقررات اسلامی، رضایت کامل دختر و پسر برای ازدواج ضروری است و اگر عقدی به زور انجام بگیرد، باطل است و مشروعیت ندارد. داشتن قدرت انتخاب، ارزشمند و درعین حال، مسئولیت‌آور است. برای موفق شدن در این مسئولیت، باید بر شور و احساس جوانی تسلط کامل داشت و با چشم باز عمل کرد. همواره دید‌ه‌ایم که علاقه و محبت به یک شخص، چشم و گوش را می‌بندد و عقل را به حاشیه می‌راند. این سخن زیبای امام علی مربوط به مواردی از همین قبیل است:

حُبُّ الشَّیءِ یُعمی وَ یُصِمُّ
«علاقهٔ شدید به چیزی، آدم را کور و کر می‌کند».

از این‌رو، پیشوایان دین از ما خواسته‌اند که در مورد همسر آینده با پدر و مادر خود مشورت کنیم تا به انتخابی درست برسیم. پدر و مادر به علت علاقه و محبت به فرزند، معمولاً مصلحت و خوشبختی او را درنظر می‌گیرند و به علت تجربه و پختگی‌شان، بهتر می‌توانند خصوصیات افراد را دریابند و عاقبت ازدواج را پیش‌بینی کنند.

البته پدران و مادران نباید نظر خود را بر فرزندانشان تحمیل کنند و آنها را به ازدواجی ناخواسته بکشانند. شایسته است محیط خانواده، محیط همدلی، اعتماد به بزر‌گترها، شنیدن نظرات یکدیگر و محیط محبت و خیرخواهی باشد تا بهترین تصمیم‌ها گرفته شود و کمتر به حسرت و پشیمانی منجر شود.

دانش تکمیلی (صفحهٔ 154 کتاب درسی)

 

اگر می‌خواهید بدانید چرا در دین اسلام اجازه پدر در ازدواج دختر ضروری است، به سایت گروه قرآن و معارف، بخش «دانش تکمیلی» مراجعه کنید.

لطافت‌های روحی و ظرافت‌های عاطفی دختر، آنگاه که در فضای محبت و علاقه جنس مخالف قرار می‌گیرد، احتمال نادیده گرفتن برخی واقعیت‌ها و کاستی‌ها را به دنبال دارد، علاوه بر این، چون دختران به خاطر حیا و عزت نفس قوی خود، در ازدواج پیش قدم نمی‌شوند و طلب و درخواست از طرف پسر صورت می‌گیرد، ممکن است حیا مانع از آن بشود که دختر همه ویژگی‌های پسر و سابقه او را بشناسد و با آگاهی کامل تصمیم گیری کند. در چنین مواقعی، پدر که بر احساسات خود غلبه دارد و نیز دارای تجارب فراوان و شناخت کامل از جنس مرد است، می‌تواند همانند باغبانی دلسوز و کاردان از گل لطیف و ظریف خویش مراقبت کند و به راهنمایی او بپردازد.

طبعا تأکید بر اجازه پدر برای آن است که گاه ممکن است دختری علی رغم توصیه‌های پدر، علت خیرخواهی و راهنمایی او را درک نکند. در این صورت، التزام به اجازه پدر، او را از افتادن در دام زندگی ناپایدار و نامطلوب باز خواهد داشت. بنابراین، اجازه پدر، نه تنها محدودیتی برای دختران نیست، بلکه لطفی از جانب خداوند برای آنان است؛ زیرا در بیشتر موارد نظر پدر و دختر یکی می‌شود. تنها در صورت عدم توافق است که ازدواج منتفی می‌شود. البته در این صورت هم، یا به صلاح دختر و یا خلاف مصلحت اوست. اگر تصمیم پدر خلاف مصلحت باشد، دختر می‌تواند با کمک بستگان پدر را قانع کند و اگر پدر استبداد ورزد و به مصلحت فرزند توجه نکند (که البته بسیار استثنایی و نادر است)، مراجع قانونی حق دختر را به وی باز خواهند گرداند.

ازدواج موقت

ازدواج موقت: ازدواجی است که در آن مرد و زن، به دلایلی از جمله پرهیز از عمل حرام، با هم قرار می‌بندند که محرم یکدیگر باشند و برای مدتی معین، به طور مشترک زندگی کنند و پس از رفع تنگناها از هم جدا شوند و هر کدام راه زندگی خود را در پیش گیرند.
اسلام می‌داند که برخی افراد جامعه به عللی نمی‌توانند به تشکیل خانواده و به ازدواج دایم تن دهند و به همین علت تحت فشار و در تنگنا قرار می‌گیرند؛ اسلام برای حل چنین مشکلی اندیشیده و ازدواج موقت را تصویب کرده است. دلیل این نوع ازدواج را همان گونه که به اختصار یادآور شدیم، می‌توان این گونه خلاصه کرد پیشگیری از انحراف کسانی که راهی برای نجات از تنگناها و فشار غریزی ندارند؛ یعنی تا قبل از ازدواج دایم قادر به کنترل و حفظ عفاف خود نیستند و احتمال بسیاری وجود دارد که کارشان به گناه کشیده شود .
تذکر: در اسلام اصل بر ازدواج دایم است، نه موقت. ازدواج موقت، راهی برای حل مشکل به صورت کوتاه مدت است نه راهی همیشگی. رابطه ازدواج دایم و ازدواج موقت مثل رابطه غذا و داروست. آنچه به طور مستمر استفاده می‌شود غذا است و آنچه به ندرت و ضرورت به کار می‌رود، داروست. به همین جهت، ازدواج موقت نباید به صورتی در آید که مانعی برای ازدواج دایم یا موجب بی رغبتی مردم نسبت به آن شود و یا به اصطلاح عامیانه بازار ازدواج دایم کساد شود. این حکم اغلب برای کسانی قرار داده شده است که راهی به ازدواج دایم ندارند و تحت فشار غریزی هستند. بنابراین، هوی و هوس نمی‌تواند موجبی برای روی آوردن به آن باشد.

احکام ازدواج موقت

1- علاوه بر لزوم ذکر شدن مدت این ازدواج به هنگام عقد، مسئله مهریه در این ازدواج نیز مطرح است که طبعا براساس توافق طرفین تعیین می‌شود.
2- بر اساس نظر عموم فقها اجازه و اذن پدر در این ازدواج نیز برای دختران شرط است.
3- بلوغ شرعی طرفین شرط است.
4- طرفین می‌توانند درباره میزان بهره‌مندی از یکدیگر شروطی را بگذارند. یعنی می‌توانند با هم قرارداد داشته باشند که مثلا آمیزش جنسی صورت نگیرد و مرز روابطشان در حد دیدار، معاشرت و ... باشد یا اینکه میزان ارتباطشان در حد همه اموری باشد که در ازدواج دایم نیز مطرح است.
5- اگر در اثر آمیزش کودکی متولد شد مانند ازدواج دایم، مرد مسئول اداره و تأمین مخارج کودک می‌باشد، اگر چه مدت عقد آنها به سر آمده باشد.
6- در این ازدواج بر خلاف ازدواج دایم، مرد مسئول پرداخت نفقه یا تأمین هزینه برای همسر نیست، مگر در ضمن عقد شرط شود.
7- در ازدواج موقت، زن و مرد از یکدیگر (در صورت مرگ) ارث نمی‌برند، مگر با شرط توافق.
8- بعد از به پایان رسیدن مدت عقد، زن و شوهر خود به خود از هم جدا می‌شوند و نیازی به طلاق نیست. ولی اگر آمیزش جنسی صورت گرفته باشد، زن باید عده نگه دارد. یعنی پس از پایان یافتن مدت ازدواج، فورا نمی‌تواند با فردی دیگر عقد مجدد برقرار کند و باید به میزان گذشتن دو بار عادت ماهانه صبر کند.
9- زن و مرد، با توافق یکدیگر می‌توانند برخی از شرایط قبلی را لغو و ارتباطاتی را برای یکدیگر مجاز یا از هم منع کنند.

صیغه عقد ازدواج موقت

برای محرم شدن زن و مرد به یکدیگر باید صیغه عقد موقت میان آنان توسط خودشان یا وکیل خوانده شود. این صیغه در زبان عربی به این شکل است که زن می‌گوید: زَوَّّجتُکَ نَفسِی فِی المُدَّةِ المَعلُومة‌ِ، عَلَی المَهرِ المَعلُوم و مرد در جواب می‌گوید: قَبِلْتُ یا به زبان فارسی زن می گوید: «خود را همسر تو برای مدت معلوم قرار دادم با مهریه تعیین شده و مرد می‌گوید: قبول کردم».

معیارهای همسر شایسته

از نظر قرآن کریم، مهم‌ترین معیار همسر شایسته، باایمان بودن اوست. هر قدر ایمان یک فرد قوی‌تر باشد، شایستگی او برای همسری بیشتر است. البته معیارهای دیگری نیز که باید مورد توجه قرار گیرند، عبارت‌اند از:

رتبه معیارها رتبه معیارها
  اصالت خانوادگی   عاقل و فهیم بودن
  اخلاق خوب و خوش رویی   کسب و کار حلال
  پوشش مناسب اسلامی   سلامت جسمی و روانی
  عدم ارتباط قبلی با جنس مخالف   قناعت در زندگی
  صداقت با همسر   زیبایی و مورد پسند بودن
  انجام عبادات، به‌خصوص نماز   داشتن دوستان درستکار و سالم

فعالیت کلاسی (صفحهٔ 154 کتاب درسی)

 

در جدول بالا، معیارها را براساس نظر خودتان رتبه بندی کنید و علت را در هر مورد بیان کنید.
اصالت خانوادگی: می‌تواند در کمک به حل مشکلات احتمالی با شور و مشورت بزرگان فامیل مؤثر باشد.
اخلاق خوب و خوش رویی: می‌تواند نسختین معیار باشد چون زن و شوهر بیشترین معاشرت را با یکدیگر دارند.
پوشش مناسب اسلامی: امنیت پایدار خانواده را فراهم می‌آورد.
عدم ارتباط قبلی با جنس مخالف: باعث استحکام بقای زندگی زن و شوهر و معنویت بیشتر میان آن دو خواهد شد.
صداقت با همسر: می‌تواند باعث اعتماد و در نتیجه انس بیشتر میان زن و شوهر گردد.
انجام عبادات، به خصوص نماز: ایمان شرط مهمی در انتخاب همسر است که انجام عبادات، به خصوص نماز جزئی از آن است.
عاقل و فهیم بودن: کسانی که از بهره عقلی برخوردار باشند می‌توانند با تدبیر، امور زندگی را سپری کنند.
کسب و کار حلال: برای زندگی آبرومند و پرورش فرزندان بسیار حائز اهمیت است.
سلامت جسمی و روانی: باعث می‌شود که زن و شوهر با بدن سالم و بدون بیماری به زندگی با حرارت خود ادامه دهند.
قناعت در زندگی: زمینۀ رشد مادی و اخلاق خانواده را فراهم می‌کند.
زیبایی و مورد پسند بودن: یکی از عواملی است که به خاطر ویژگی فطری زیبایی دوستی انسان مورد توجه است.
داشتن دوستان درستکار و سالم: می‌تواند در مواقع بحران پشتیبان کیان خانواده باشد.

راه‌های شناخت همسر

تحقیق دربارهٔ همسر آینده را نباید با معاشرت‌هایی که منشأ آن تنها هو‌س‌های زودگذر است، اشتباه کرد. تجربه نشان داده است که این‌گونه معاشرت‌ها، هرچند با عنوان‌هایی مانند شناخت روحیهٔ همسر و یا پی بردن به نقاط تفاهم یکدیگر باشد، نتیجه‌بخش نیست و آثار زیان‌باری دارد که به خاطر همان آثار، خداوند اجازهٔ این‌گونه معاشرت‌ها را به ما نداده است. در این معاشرت‌ها، معمولاً احساسات بر هر دو نفر حاکم می‌شود و دختر و پسر شخصیت واقعی خود را پنهان می‌کنند و هر طرف اصرار دارد خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد تا محبوب دیگری واقع شود. معمولاً، بیشتر این معاشرت‌ها به سستی رابطه و جدایی می‌انجامند.

بیشتر بدانیم

متناسب با فرهنگ اسلامی، را‌ه‌های زیر برای شناخت کسی که تمایل به ازدواج با او را داریم، پیشنهاد می‌شود:
1- تحقیق دربارهٔ خانوادهٔ همسر و موقعیت اعضای خانواده در محل زندگی و محل کار.
2- شناخت دوستان همسر و کسانی که او با آنها معاشرت بیشتری دارد.
3- تحقیق دربارهٔ روحیات و خُلقیات همسر در محیط کار یا محل تحصیل.
4- معاشرت خانواد‌ه‌های دوطرف با یکدیگر و بهره‌بردن از تجارب پدر و مادر در این معاشرت‌ها.
5- مشورت با افراد قابل اعتماد و کاردان.
6- گفت‌وگو با یکدیگر در جلسات حضوری و طرح نظرات و دیدگاه‌ها دربارهٔ موضوعات مختلف.

بهتر است مسیر شناخت همسر با مشارکت پدر و مادر طی شود که سرشار از تجربه‌اند و معمولاً به مصلحت آیندهٔ فرزند خود علاقه‌مند هستند.

زمان ازدواج

آمادگی برای ازدواج، نیازمند دو بلوغ است: یکی بلوغ جنسی و دیگری بلوغ عقلی و فکری که مدتی پس از بلوغ جنسی فرا می‌رسد. با رسیدن بلوغ عقلی، جوان درمی‌یابد که باید زندگی را بسیار جدی بگیرد و برای آینده‌اش برنامه‌ریزی کند. توجه به داشتن شغل و پیداکردن کار، فکرکردن دربارهٔ ویژگی‌های همسر، تنظیم خرج و هزینهٔ خود و دوری از بی‌برنامه‌بودن از نشانه‌های بلوغ عقلی است. نباید فاصلهٔ میان بلوغ جنسی و عقلی با زمان ازدواج زیاد شود و تشکیل خانواده به تأخیر افتد. به همین علت، پیشوایان ما همواره دختران و پسران را به ازدواج تشویق و ترغیب کرده و از پدران و مادران خواسته‌اند که با کنار گذاشتن رسوم غلط شرایط لازم را برای آنان فراهم کنند و به خاطر پندارهای باطل همچون فراهم شدن همهٔ امکانات زندگی، فرزندان خود را به گناه نکشانند و جامعه را گرفتار آسیب نسازند.

پیامبر اکرم می‌فرماید:

کسی که ازدواج کند، نصف دین خود را حفظ کرده است؛ پس باید برای نصف دیگر، از خدا پروا داشته باشد.

این جملهٔ کوتاه، اهمیت ازدواج را به خوبی می‌رساند و نشان می‌دهد که چگونه نیمی‌ از دینداری انسان با ازدواج، حفظ و نگه‌داری می‌شود. ایشان همچنین می‌فرماید:‌

برای دختران و پسران خود امکان ازدواج فراهم کنید تا خداوند اخلاقشان را نیکو کند و در رزق و روزی آنها توسعه دهد و عفاف و غیرت آنها را زیاد گرداند.

امام صادق نیز می‌فرماید:

دو رکعت نماز شخص متأهل، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که شخص مجرد می‌خواند.

نباید از یاد ببریم که ازدواج برای رفع نیازهای طبیعی و پاسخ‌گویی به قانون خلقت انجام می‌شود و شایسته است که به این نیازهای طبیعی در «زمان مناسب» و به «شیوه صحیح» پاسخ دهیم.

شادابی، سلامت جسمی‌ و روحی، رشد طبیعی، احساس رضایت درونی، کاهش فشار جنسی و سلامت اخلاقی جامعه از فواید ازدواج در «زمان مناسب» است. تأخیر در ازدواج سبب افزایش فشارهای روحی و روانی، روابط نامشروع و آسیب‌های اجتماعی می‌شود.

همچنین، اگر فردی بخواهد به شیوه‌ای غیراز شیوه‌های مطرح شده از سوی دین یعنی به «شیوهٔ ناصحیح» دبه نیاز جنسی خود پاسخ دهد، در آن صورت، لذت آنی برخاسته از گناه، پس از چندی روح و روان فرد را پژمرده می‌کند و شخصیت او را می‌شکند. این گونه اشخاص، به جای بازگشت به مسیر درست، برای فرار از این پژمردگی به افراط در گناه کشیده می‌شوند؛ اما نمی‌دانند که روحشان مانند تشنه‌ای است که هرچه بیشتر از آب شور دریا می‌نوشد، بر تشنگی‌اش افزوده می‌شود و بی‌قراری‌اش شدت می‌یابد.

بیشتر بدانیم: خواستگاری پسر از دختر یا دختر از پسر؟!

معمولاً خواستگاری از طرف پسر اعلام می‌شود و قبول و رضایت از طرف دختر صورت می‌گیرد.

این سنّت نشانهٔ آن است که پسر باید سؤال و درخواست کند و دختر می‌تواند بپذیرد، یا رد کند. به تعبیر دیگر، این پسر است که ابتدا محبت خود را اعلام می‌کند و به دنبال دختر می‌آید تا دختر این اعلام محبت را بررسی کند و پاسخ دهد. این سنت، برای احترام شخصیت دختر است.

البته، طرح خواستگاری از سوی مرد، به این معنا نیست که دختران نمی‌توانند همسر مناسب خود را انتخاب کنند و خود را به وی معرفی نمایند. این کار بهتر است به صورت غیرمستقیم صورت بگیرد، مثلاً دختر به یکی از افراد نزدیک و مورد اعتماد خود بگوید که وی را به عنوان یک مورد برای ازدواج، به پسر مورد نظر خود پیشنهاد کند. (البته این فرد واسطه نباید در صحبت‌های خود با پسر یا خانواده او حرفی از علاقه دختر به پسر مورد نظر به میان آورد). خوبی این روش این است که اگر پسر تمایلی به ازدواج با این دختر را نداشت، کرامت و عزت نفس دختر حفظ می‌شود.

نمونهٔ زیبای چنین موردی، ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه (س)، پیش از نبوت بود. پیامبر اکرم (ص) در مکه به درستکاری و امانت‌داری مشهور بود و حضرت خدیجه  (س) این را می‌دانست؛ اما پس از اینکه ما‌ل‌التجارهٔ زیادی در اختیار پیامبر گذاشت و ایشان را برای یک سفر تجاری به شام فرستاد و امانت‌داری و درستکاری ایشان را در عمل دید و اخلاق کریمانهٔ پیامبر را مشاهده کرد، شیفتهٔ رفتار و اخلاق پیامبر شد. اما پیامبر به این موضوع توجهی نداشت تا اینکه حضرت خدیجه (س) علاقه و محبت خود را به پیامبر (ص)، با افرادی از خویشان خود که با ایشان نیز دوستی داشتند، در میان نهاد و آنان پیامبر را مطلع کردند و دربارهٔ شخصیت ممتاز حضرت خدیجه برای پیامبر سخنانی گفتند. پیامبر که حضرت خدیجه را برای همسری خود مناسب دید، خواستگاری این بانوی بزرگوار را پذیرفت و ازدواج این زوج خوشبخت، صورت گرفت.

پاسخ سؤالات شما

آیا دختران و پسران می‌توانند قبل از ازدواج دوستی خارج از چارچوب شرع داشته باشند؟

قرآن کریم، به صورت قاطع، مردان و زنان را از ارتباط‌های غیرشرعی منع می‌کند و از مرد و زن می‌خواهد که فقط براساس قوانین دین با یکدیگر ارتباط داشته باشند. زیرا عاقبت روابط غیرشرعی، زیان روحی و عاطفی برای هر کدام از زن و مرد است و به گسترش بی‌بندوباری در جامعه منجر می‌شود. در بسیاری از موارد، افرادی که به دنبال این گونه دوستی‌ها هستند، به تعبیر قرآن کریم، قلبی مریض دارند و فقط به دنبال هوسرانی خود و سوءاستفاده از طرف مقابل می‌باشند؛ به بهانهٔ ازدواج در آینده، از در دوستی وارد می‌شوند و پس از مدتی، بدون دلیل قانع‌کننده‌ای جدا می‌گردند و دوستی با دیگری را آغاز می‌کنند. بهترین راه عبور سالم و بی‌خطر از دورهٔ تجرّد و ورود به زندگی خانوادگی، اعتماد به راهنمایی خداوند و رعایت دستوراتی است که خدا به ما داده است. بنابراین، شایسته است به نکات زیر توجه کنیم:

1- هر انسانی، چه زن و چه مرد، کسی را برای همسری می‌پسندد که قبل از ازدواج، عفیفانه زندگی کرده و با جنس مخالف رابطهٔ غیرشرعی نداشته باشد؛ زیرا می‌داند چنین کسی در طول زندگی مشترک هم، به او خیانت نخواهد کرد.

2- هرکس عفاف و پاکدامنی قبل از ازدواج را رعایت نکند و عامل انحراف دیگری شود، کار او در جهان بی‌پاسخ نخواهد ماند و مکافات آن در همین دنیا به صورتی به خودش باز خواهد گشت. این مکافات، علاوه بر مجازات سنگین اخروی است. چوب خداوند صدا ندارد، اما ضربهٔ آن قاطع و محکم و در زمانی که گناهکار فکرش را هم نمی‌کند، وارد می‌شود.

3- پسران غیور، دختران دیگر را درجای خواهر خود قرار می‌دهند و هما‌ن‌طور که اگر نامحرمی از روی هوس قصد تعرض به خواهرشان را داشته باشد، غیرتشان به جوش می‌آید، همین حالت را نسبت به دختران دیگر دارند و به خودشان اجازهٔ بی‌حرمتی به او را نمی‌دهند.

4- دختران باحیا و عفیف، همواره به این فکر هستند که با همین حالت عفاف با همسر آیندهٔ خود روبه‌رو شوند و پاک وارد خانهٔ همسر گردند. از این‌رو، نمی‌گذارند هوس‌ر‌انان متوجه آنها شوند. این دختران به گونه‌ای در خیابان، مدرسه، دانشگاه و سایر مراکز عمومی، رفت‌وآمد می‌کنند که کمتر کسی به خود اجازه دهد به آنان بی‌حرمتی کند.

5- همهٔ آنان که با فریب فریب‌کاران وارد فضای هوس‌آلود می‌شوند، پس از مدت کوتاهی دچار یک زندگی تلخ می‌گردند که تا پایان عمر گریبانشان را رها نمی‌کند. زندگی این افراد پر از شک و بددلی به همسرشان است. آنان دائم با خود می‌گویند آیا همسرم قبل از ازدواج با من با کس دیگری نبوده است؟ آیا اکنون با کسی رابطه‌ای ندارد؟ آیا...

6- توبه، بهترین راه‌رهایی از دام فریب‌کاران است. اگر گاهی احساس بر عقل غلبه کرد و گناهی از ما سر زد، نباید از رحمت خدا مأیوس شد و برای دومین بار فریب خورد و گفت: «آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب». نه، توبهٔ واقعی کاری می‌کند که انسان دوباره به پاکی اولیهٔ خود برسد؛ زیرا «نیکی‌ها از بی نبرندهٔ بدی‌ها هستند»؛  (سورهٔ هود، آیهٔ 114)

طبق آیهٔ 33، سورهٔ نور وظیفهٔ جوانی که به بلوغ جنسی و عقلی رسیده، اما هنوز امکان ازدواج پیدا نکرده است، این است که:

وَ لیَستَعفِفِ الَّذینَ لا یَجِدونَ نِکاحًا حَتّٰی یُغنِیَهُمُ اللّٰهُ مِن فَضِلهٰ
راه عفاف را پیش گیرند کسانی که امکان ازدواج برایشان نیست تا خداوند از فضل خود نیاز آنان را برطرف سازد.

قرآن کریم، در مواردی که دختر یا پسر نمی‌توانند از طریق چارچوب‌های قرار داده شده در شرع، ارتباط برقرار کنند، هیچ راهی جز عفاف و پاکدامنی و مهار نفس را نمی‌پذیرد؛ زیرا خدایی که غریزهٔ جنسی را به انسان داده، هم او به انسان نیروی ایمان و اراده‌ای بخشیده است که بتواند خویشتن‌داری کند و مانع گناه شود. برای اینکه حفظ عفاف و مهار نفس آسان‌تر شود، می‌توان از اقدامات ده‌گانه‌ای که در درس قبل پیشنهاد شد، استفاده کرد.

درس 12: پیوند مقدس